![]()
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
جستجو
پیوندها
پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
Oneline users :
|
به خیر هاتن
له نیو خه لک ته نیام و به ته نیاش خه لکیکم کچی مه هابادی
کچی مه هابادی
له باری،نازه نینی ،نه رم ونولی ، دلته ری ،شادی له چاوی به د به دوور بی ئه ی کچی جوانی مه هابادی له جوانی دا ،له پاکی دا ،نیه هاوتات و نازانم فرشته ی ئاسمانی یا نه په رورده ی په ریزادی ؟ سه ری کولمت گه شه هه روه ک گولی کویستانی کردستان له به ر به ژنت ده بی سه ر دانوینی خه لفی شمشادی دلی سه د عاشقت کرده نیشانه ی تیری مژگانت کچی کوردی له تیر ئاوینتا مه علوومه ئوستادی به شمشیری دوو ئه بروت جه رگی خه لکی له ت ده که ی دیاره ده زانی چه ک له کار بینی ،کچیش بی تورمه ی مادی له سوی یانت وه ها دیوانه بووم چاو مه ستی خوین شیرین له قرنی بیسته ما ره نگه ره چاو که م کاری فه رهادی ئه ویستا تو له وی دیلی ده سی بیگانه ی و ئه منیش له دووری تو ده کیشم ره نج و ده رد و داخی بی مرادی زه مانه "هیمنی "توی ویلی ده شت و چول و سه حرا کرد فه راموشی مه فرموو جارو باره هه ر بکه یادی ماموستا هیمن (تاریک و روون ) |+| نوشته شده توسط کچانی کورد در پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385 ساعت
کوردی
بلين به يارم وه خته بم رم له تنهايي دا ، له دووايي كوچي ئه و
ساليانه كه من عاشقي ئه و بو موو ته نها هه ر ئه و ته نها ، تنها عاشقي ئه و بلين به يارم يار دل ده ر ده داره ،ده ر دم بي چاره له دووايي كوچي ئه و بلين به يارم ره نگه له داخي ئه و بم رم ، نه م بينه ته وه با ناو نيشاني گورم بي پرسه كاتي له سفر ده گه ريته وه ..... بلين به يارم يار دل ده ر ده داره ،ده ر دم بي چاره له دووايي كوچي ئه و
|+| نوشته شده توسط کچانی کورد در چهارشنبه سی ام فروردین 1385 ساعت
ژیان نامه ی گه وره شاعری کورد ! ماموستا هیمن!
سيد محمد امين شيخ اسلامي متخلص به (( هيمن )) فرزند سيد حسن شيخ اسلام مكري از تبار عارف و دانشمند معروف ملاجامي چوري ، در بهار سال 1300 شمسي برابر با سال 1340 هجري قمري در يكي از روستا هاي مهاباد به نام (( لاچين )) متولد شد . پس از يادگيري قران مجيد و كتب مقدماتي فارسي و عربي ، به مهاباد رفت و مدت چهار سال در خانقاه و مدرسه جد مادريش شيخ يوسف برهان در سلك طلاب علوم ديني تحصيلات خود را ادامه داد ودر همان ايام با (( هژار )) كه آنجا بسر مي برد همدرس و همصحبت شد وبا او عقد اخوت و دوستي بست .بعدها به دستور پدرش به ابادي (( كوليجه )) راه يافت ومدت چند سالي نزد ملااحمد فوزي مدرس آنجا درس خواند. در سنه 1317 ه ش به خانه پدري در آبادي ((شيلان آوي )) بازگشت . روز ها به كار كشاورزي و زراعت مي پرداخت وشبها تا دير وقت به مطالعه ي كتب ادبي از فارسي و كردي مشغول بود وهر ساله چندين بار به شهر مهاباد آمد و شد داشت ، در اين مسافرت ها با رجال شعر و ادب آشنا شد ودر جلسات ادبي جوانان با ذوق آن ديار شركت جست واندك اندك در اثر لياقت واستعداد مورد توجه شخصيتهاي معروف مهاباد قرار گرفت . هيمن داين ايام جواني برازندهو كار آمده وآگاه ، و آشنابه رموز ادبيات كردي و شعر شناس بود و خود نيز شعر مي گفت و اشعارش در ميان جوانان طرفداران زيادي داشت . پدرش نيز اهل شعر و شاعري بود، ولي دوست نداشت كه فرزندش وقت خود را به سرودن شعر بگذراند ، اما استعداد ذاتي وقريحه خدادادي او را به راهي سوق داده بود كه به سرچشمه ي زلال ابداع و ابتكار در فنئن شعر وشاعري منتهي شود و در سنين بالا اهليت لقب "شاعر وطني"را داشته باشد . او راه خود را پيش گرفته بود ،هر لحظه با شوق و ذوق بيشتري گام بر مي داشت وعقب نشيني وانزواگرايي براي و محال بود. هيمن در سال 1323 به عضويت شوراي نويسندگان نشريه ي "نيشتمان"در امد ،مه به طور مخفيانه از سوي جمعي از ادبا وشعراي كرد انتشار مي يافت .در سنه ي 1344 ه. ش پدرش دار فاني را وداع گفت و دو سال بعد از آن مادرش نيز –كه دختر مرحوم شيخ يوسف برهان بود –درگذشت.به سال 1347 ه.ش به علت مشاهده ي اوضاع نامظلوب كشور وستم هايي كه بر ملت كرد مي رفت ،خانه و زندگي را ترك گفت و سال ها در بلاد غربت متواري و آواره بود .پس از پيروزي انقلاب ايران به وطن بازگشت و خدمات ادبي و اجتماعي و فرهنگي خود را از سر گرفت كه از جمله ي آنها انتشار مجله ي "سروه "به زبان كردي است كه در شهر اروميه چاپ وتوزيع مي گردد. استاد هيمن پس از 65 سال زندگي ،بر اثر سكته ي قلبي به تاريخ شب جمعه 29 فروردين سال 1365 برابر با هشتم شعبان 1406 ه.ق.درگذشت. آثار چاپ شده ي هيمن : .تاريك و روون ؛ديوان شعر 2.ناله ي جودايي ،شعر 3.پاشه روك،مجموعه ي مقالات و اشعار 4.بازنويس تحفه ي مظفريي از رسم اتخط لاتيني به كردي 5.قه لاي دمدم 6.شازاده و گدا 7. هه واري خالي
|+| نوشته شده توسط کچانی کورد در یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385 ساعت
|+| نوشته شده توسط کچانی کورد در جمعه بیست و پنجم فروردین 1385 ساعت
بختی سه ر ما !
سه رما
خوزگه م به بختی سه رما کات که ئه مرو له سه ر شه قاما به ئا شکرا ماچی کردی و نه شت قیژاند حاشا مه که سه ر کولمی سور هه لگه راوت جی لیوی سه ر مای پیو یه ..... |+| نوشته شده توسط کچانی کورد در جمعه بیست و پنجم فروردین 1385 ساعت
کوردی
به هوي تووه كس نابينم نه كل ده بينم نه زه وي نه خوا ده بينم نه آسمان جا نازانم نه جيهان وه ك تو بچوكه نه تو گه وره ي به قه د جيهان
له بير ته ! به بيرته وه وكاته ي ده ستمان له ژير بارانه به زه مزه ي زولالي باران ئاهنگي خوشه ويستي ده چري ره شايي پا ده بووه له شه قامي دلمان ده نگي خوه ويستي به ره و ئاسمان به رز ده بووه و عه رشي تيك ده شكاند بلاو ده بو وه و درژايه سهر عه رز و ده چووه ناو خاك خو شه ويستي مه ش بو به هه ور و دلوپ دلوپ هه تا هه تا يه ده فن كرا ! |+| نوشته شده توسط کچانی کورد در چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385 ساعت
ریز گرتن
با سلام خدمت همه ی دوستان عزیز !با وجود اینکه چند هفته بیشتر از آغاز کار این وبلاگ نگذشته ولی عزیزان خیلی به ما لطف داشتن!از همه ی
دوستان نهایت تشکر رو داریم.
به سوپاسه وه |+| نوشته شده توسط کچانی کورد در سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385 ساعت
in joria dige
اگر يك روز كسي بهت گفت دوستت دارم، سعي نكن بهش بگي دوستش داري. اگر گقت عاشقته، سعي نكن عاشقش بشي. اگر گفت همه زندگيش تويي، سعي نكن همه زندگيت باشه. چون يك روز مياد و بهت ميگه ازت متنفره، اونوقت تو نمي توني سعي كني ازش متنفر بشي. |+| نوشته شده توسط کچانی کورد در جمعه هجدهم فروردین 1385 ساعت
love
عاشقانه ها عشق از ديدگاه معلم... شيمي : عشق تنها اسيدي است كه در قلب اثر مي كند. فيزيك : قلب مانند يك آهن ربا عشق را جذب مي كند. ادبيات : عشق مانند ليلي و مجنون اثر نظامي است. ورزش : عشق تنها توپي است كه هيچگاه به اوت نمي رود. معارف : عشق موهبتي الهي است. زيست : عشق نوعي بيماري است كه ميكروب آن از راه دل وارد مي شود. نمي گيرد و به گذشته بر نمي گردد.ed زبان : عشق تنها فعلي است كه زمين شناسي : عشق تنها فسيلي است كه در قلب مي ماند. |+| نوشته شده توسط کچانی کورد در جمعه هجدهم فروردین 1385 ساعت
دوستان عزيز قسمت نظرات براي نظر دادن نه براي بد و بيرا گفتن ! |+| نوشته شده توسط کچانی کورد در سه شنبه پانزدهم فروردین 1385 ساعت
boy& girl
شباهت های دخترها و پسرهای ايرونی:
|+| نوشته شده توسط کچانی کورد در سه شنبه پانزدهم فروردین 1385 ساعت
چرخه
عجب چرخه عجیبی : زن از سوسک می ترسه.سوسک از موش.موش از گربه گربه از سگ. سگ از مرد .مرد هم از زنش می ترسه
|+| نوشته شده توسط کچانی کورد در سه شنبه پانزدهم فروردین 1385 ساعت
vase in ke ye pesare khob beshi ino bekhon
از دید مامان بابا یه پسر خوب باید
1 تلفن مشکوک نداشته باشه(در ضمن این کلکا که اول می دید یه پسر صحبت کنه و اینام قدیمی شده اصلا کلا اگه یه نفر چه دختر چه پسر به یه اقا پسر خوب زنگ بزنه یعنی اقا پسره دوست دختر داره) 2 درس خون باشه(یه چیز تو مایه های بچه عقدس خانوم اینا باشه یعنی از صبح تا شب درس بخونه .......در غیر این صورت دوست دختر داره که فکرش مشغوله شایدم معتاده) 3 پولکی نباشه (تا روزی 1000 تومن معقوله ولی از اون بیشتر یا دوست دختر داره یا معتاده) 4 سرشب خونه باشه (البته یه پسر خوب فقط واسه کتاب خونه باید بیرون بره.........در بقیه شرایط حتما دوست دختر داره یا معتاده) 5 در شبانه روز فقط 3 ساعت بخوابه (در غیر این صورت هم معتاده هم دوست دختر داره) از دید حراست دانشگاه: 1 بالای 2 سانتی متر ریش داشته باشه(در غیر این صورت کافره) 2 پیراهنش رو شلوارش باشه (در غیر این صورت زیگوله) 3 عضو فعال بسیج باشه(در غیر این صورت دشمنه) از دید دخترا یه پسر خوب باید: 1 سوار اسب باشه(اگه نباشه بی کلاسه........البته اسبه سفید باشه بهتره) 2 عاشق اونا باشه (اگه نباشه که اسکوله) 3 پولدار باشه(اگه نباشه که خداییش به چه درد می خوره؟هااااااا....اخه پسری که نتونه روزی 20000تومن خرج کنه که به درد جرز دیوار می خوره .نه؟ 4 هیچ دختری رو قبل از من ندیده باشه(مگه می شه؟) 5 سریع بعد از یک ماه دوستی بیاد خواستگاری(نیاد که مخ زنی بی فایدست) |+| نوشته شده توسط کچانی کورد در سه شنبه پانزدهم فروردین 1385 ساعت
|+| نوشته شده توسط کچانی کورد در دوشنبه چهاردهم فروردین 1385 ساعت
|+| نوشته شده توسط کچانی کورد در شنبه دوازدهم فروردین 1385 ساعت
i miss u!!
I miss you more ..........! |+| نوشته شده توسط کچانی کورد در سه شنبه هشتم فروردین 1385 ساعت
kasho kashtim agar daromad
اي كاش مي توانستم بگويم چقدر دوستت دارم اي كاش مي شد لرزش دستانم را در دستهايت حس كني اي كاش مي توانستم آسمان آبي قلبت را توصيف كنم اي كاش مي شد صداي هق هق گريه هايم را بشنوي اي كاش مي توانستم چشمانت را در چشمانم زنداني كنم اي كاش مي شد حرارت قلب بيقرارم را احساس كني اي كاش مي توانستم تو را براي هميشه داشته باشم اي كاش مي شد تمام حرفهاي عاشقانه ام را درك كني اي كاش مي توانستم تا آخرين نفس در كنارت باشم اي كاش مي شد هر لحظه و هر ثانيه در كنارم باشي اي كاش مي توانستم عشقم را به تو ، بر زبان بياورم اي كاش مي شد هزاران بار ، عاشقانه صدايم كني اي كاش مي توانستم غم دوري از چشمانت را تحمل كنم اي كاش مي شد تا آخرين لحظه زندگاني ، نگاهم كني اي كاش مي توانستم بگويم كه ديوانه وار عاشقت هستم اي كاش مي شد تمام خستگي هايم را درمان كني اي كاش مي توانستم سر روي شانه هايت بگذارم و بگريم اي كاش مي شد اشكهايم را با يك لبخند زيبايت دوا كني اي كاش مي شد......! |+| نوشته شده توسط کچانی کورد در سه شنبه هشتم فروردین 1385 ساعت
اینم یه جورشه !!
من می خواستم تو به من عادت نکنی، من به تو عادت کردم
می خواستم تو عاشقم نباشی، من عاشقت شدم
می خواستم من برات مثل بقیه باشم، تو برام از همه مهم تر شدی
می خواستم تو هیچ وقت سکوت نکنی، من سکوت کردم
می خواستم هیچ وقت آزارم ندی، خودم تا حد توانم آزارت دادم
می خواستم با تو مثل گذشته ام عهد نبندم،اما خودم سر عهد نبسته موندم
می خواستم تا همیشه بهم خوبی کنی،من به تو بدی کردم
می خواستم بری دنبال زندگیت، اما تو همه ی زندگیــــم شدی.
|+| نوشته شده توسط کچانی کورد در سه شنبه هشتم فروردین 1385 ساعت
آخرین نامه
توي يك نامه نوشتم : همه زندگيم شدي تو
تو جوابم دادي اما : زندگي هست ، اما بي تو
من نوشتم كه : يه روزي دل را باختم توي چشمات
تو به من مي گي كه : اون روز هوسي بوده تو چشمات
من نوشتم كه : هوس هم ،مي تونه يه عشق پاك شه
تو نوشتي : زندگي هم ، مي تونه بي تو بنا شه
من نوشتم كه :شدم آب ، همچو شمعي رو به دريا
تو نوشتي : خسته ام من ، رفته اي ديگه ز يادا
من نوشتم : اما اينجا ، همه ياد تورو كردن
تو نوشتي : اينه دنيا ، دل به ديگري سپردن
من نوشتم : چه كنم من ، كه بشي تو يار خونم
تو نوشتي : زندگيتو ، يه كتاب كن تا بخونم
من نوشتم كه : كتابه ، زندگيم همش تو هستي
تو نوشتي : كه دروغه ، حالا حتماً ديگه مستي
من نوشتم :آره مستم ، مستِ اون چشماي نازت
تو نوشتي : تو دروغي ، بسه ديگه نمي خوامت
من نوشتم كه : مي ميرم اگه گفتي « نمي خوامت »
تو نوشتي : نمي خوامت ، نمي خوامت ، نمي خوامت
من نوشتم با تمنا : ديگه بس كن كه شدم اب
تو نوشتي : اين سرابه ، زندگيتو نده بر آب
من نوشتم كه : سرابم واسة من يه اميده
تو نوشتي كه :ديوونه ، اين اميده نا اميده
من نوشتم : نگو اينو ،من اميدم به جوابت
تو نوشتي : اين جوابت ، من كه گفتم ..... نمي خوامت
من نوشتم : اشكاي من ، شده بدرقة راهت
تو نوشتي : عاشقي كن ، بگذر از من با نگاهت
من نوشتم : عاشقم من ، عاشق يه لحظه با تو
تو نوشتي : خسته ام من ، خسته از حكايت تو
من نوشتم كه : مي خونم من لالايي واسه خوابت
تو نوشتي كه جدايي ، بهترين داروي خوابت
من نوشتم كه : جدايي ، مي شكنه قلبمو جانا
تو نوشتي : چه كنم من ، اين يه رسمه توي دنيا
من نوشتم : حالا كه تو ، داري مي ري بهترينم
منم از غصه مي ميرم ، تا كه دوريتو نبينم....
|+| نوشته شده توسط کچانی کورد در شنبه پنجم فروردین 1385 ساعت
|